تو دوریو دستای من نمیسرسه به گرد تو صدای تکه پارمو بردارو از اینجا برو تو دست من یه عکس پارست نبودیو مرگ ستارست بذار تنها ببوسم اینجا صدام نمیرسه به فردا بگذر از این شکسته از این دوباره خسته رد شو از این حقیر کم من دیگه حرف نمیزنم نمیخوامت زیباترینم آغازی از مرگ زمینم دیوانه ای کوچه نشین آواره ام تنها همینم هر نوت از این گیتارمو یک واژه تا ترانه بود رو شعله های شب شکن فرصت یک پروانه بود اما تو از دلم بریدی من خواستمت اما ندیدی حالا برو از این همشه از باغچه خشکیده ریشه هر نوت از این گیتارمو یک واژه تا ترانه بود رو شعله های شب شکن فرصت یک پروانه بود اما تو از دلم بریدی میخواستمت اما ندیدی حالا برو از این همشه از باغچه خشکیده ریشه
گاهی باید احساس نکنی، تا احساست کنند! گاهی باید کسی باشی که نیستی، تا کسی که بودی باشی! گاهی باید چشم ها را بست، تا تو را ببینند! گاهی باید خوابید، تا شاید بیدارت کنند! گاهی باید رفت، تا بودنت احساس شود…
ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـﺎ ... ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ .. ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ ﻧـﺸـﻮﻧـﻪ ی ﺗـﻨـﺒـﻠـی ﻧـﻴـﺴـﺖ ! ﺧـﺴـﺘـﻪ ﺍی ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـی ...! ﻧـﻤـی ﺧـﻮﺍی ﻗـﺒـﻮﻝ ﮐـﻨـی ﮐـﻪ ﻳـﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳـﮕـﻪ ﺷـﺮﻭﻉ ﺷـﺪﻩ ...

ادامه مطلب |